خاطرات چند وقت غیبت-قسمت اول (اولین سفر به مشهدمقدس)
کمی تغییرات
اومدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم
سلااااااام. مشتاق دیدار. بالاخره طلسم شکست و ما اومدیم. خیلی دلم تنگ شده بود واسه دوستای نی نی وبلاگی من و پسرکم. جونم بگه واستون علت تأخیر 3 ماهه ما رو تو ادامه ی مطلب ببینید. میسی این همه معطلی به خاطر این بود. سی دی وبلاگ آقا سپهری رو سفارش دادم که با کلی تأخیر رسید دستمون. دق کردم به خدا. ایشالا کم کم خاطرات این سه ماه رو که فصل جدیدی توی زندگی گل پسری هست رو توی وبلاگش میزارم. ...
پسرم روزت مبارک
این خنده هایی که طعم عسل می دهند و قلب آسمان را آب می کنند ، ای کاش همیشه در چهره ات باقی بمانند ! آسمانِ آبی زندگیم ، روزت مبارک عزیزکم تبریک به همه بچه های گل ایران و جهان که جز معصومیت چیزی در نگاهتان نیست... ...
شیرین کاریهای تو خونه
سلام پسر قشنگم. تو یه مامان و بابایی داری که عاشق کارات هستن. خیلی شیرین زبون شدی و شیطنتهات هم شیرینه. طوری که تا ساعت 3 و 4 صبح هم بیدار نگهمون میداره. با کارهای تو ، خونه پر میشه از خنده های بلند من و بابایی و شما و قربون صدقه های ما. بابایی میگه مطمئنم واحد بغلیمون با خودش میگه این بابا و مامانه چقد کم ظرفیتن تا بچشون یه کاری میکنه، اینا کلی کیف میکنن. آخه عزیز دل مامانی، اونا که نمیدونن تو چو وروووووووووووووووووووجکی شدی واسه خودت ماشالا. این هم آخرین ورژن عکسهای شماس که بعد از اینکه به کارگاه خلاقیت رفتیم، مامانی کلی جوگیر شد و رفت اینا رو واست خرید. خمیر بازی، رنگ انگشتی، دفتر نقاشی (البته بیشتر به...
عکسای جامانده از دوربین
سلام پسر گلم، عکسایی رو میخوام تو این پست بزارم که بعد از گذشت تقریباً یک ماه که مرتب فراموش میکردم بزارمشون تو وبلاگت، الان فرصت رو غنیمت میشمارم و میزارم: آخرین قوطی شیر خشک استفاده شده ی شماست که 18 تیر 92 تموم شد . از اون به بعد شیر پاستوریزه نوش جا میکمنی عزیزم: اینم عکسهای تولد پسر داییت ، محمدسجاد (که بهش میگی داداشی)، عزیز عمه: تاریخ تولد 89/05/21 مادرجون در حال اسپند دود دادن واسه چشم نخوردن نوه گولیاش..... سپهر عاششششششششششششق دود دادن اسپنده. فقط کافیه اسپند یا جااسپندی رو ببینه، میگه: اَلاااااا مُحَمََََََََََ این از این ...... فعلاً بای بای ...
هوا بس ناجوانمردانه گررررررم است
این روزهای سپهر و جدال با گرما: عشقت آب بازیه ((به قول خودت آپیش ))، حالا به هر بهونه و ترفندی که شده. امکان نداره دستشویی نری و لباسهای خیست عوض نشه. اینجا،سپهر، بالکن خونه جدید آقاجون: قربون خنده های قشنگت بشم. اینجا،سپهر،بالکن خونه ی خودمون: ...
کارگاه مادر و کودک خلاق-جلسه اول
سلااااااااااااااااااااااااااااام عذر بابت تأخیر. ولی با کلی خبر اومدم. اول از آخر شروع میکنم. هفته ی گذشته5 یا 6 شهریور (دقیقاً خاطرم نیست.دوست جونیا کمکککککککککککک) یه کارگاه خیلی خیلی خیلی عالی به همت مامان روانشناس برگزار شد. خیلی خوب بود.من که خیلی بهش احتیاج داشتم چه برسه به بچه هامون که توی این شرجی و هوای وحشتناکی که داریم، هیچ جایی نمیتونن برن و باید توی 4دیواری آپارتمان محبوس باشن. من که کلی هنرم شکوفا شد. کارگاه به روایت تصویر: *** هنرمندی خلاقانه مریم جون، مامان پریسا: *** هنر خلاقانه من (ولی هیچکی تحویلم نگر...









